علاوه بر کار سخت، به فاکتورهای دیگری هم برای موفقیت نیاز دارید

از پس کار بر آمدن و کار سخت، تنها فاکتورهای موفقیت در زندگی نیستند. پس زمان با ارزشمندتان را صرف یک کار با ارزش کنید.

از همان بچگی، از آدم‌های سخت‌کوش خوشم می‌آمد و زبانم فقط به تعریف و تمجید از آن‌ها می‌چرخید: ژاک لالان، پدر خودم، رهبران مشهور جنگی و حتی مهاجرانی که زندگی و تمدن‌شان را از صفر شروع کردند. اما به مرور زمان هر چه بزرگ‌ترشدم، فهمیدم که موفقیت، تنها با کار سخت به‌دست نمی‌آید. بلکه موفقیت مستلزم یک فاکتور دیگر نیز هست.
یک روز در طی تمرین کوه‌نوردی، فکری از ذهنم گذشت. اخیراً با شخصی به‌نام اسکات هریسون مصاحبه‌ای داشتم، که مسیر زندگی‌اش زیر و رو شده بود. شاید نامش را شنیده باشید. او همان کسی است که موسسه‌ی “واتر” را اداره می‌کند. این موسسه هیچ وابستگی مالی به ارگان‌های دولتی یا خاص ندارد. تنها هدف این موسسه تهیه‌ی آب آشامدنی سالم و رساندن آن به مکان‌هایی است که آب آشامیدنی ندارند. او در تمام مدت عمرش یک فرد بسیار سخت‌کوش بود، اما تنها دلیلی که من او را تحسین می‌کنم، کارهای کنونی اوست. به داستان شنیدنی زندگی او که درادامه بیان می‌شود، گوش دهید:
احساس پوچی

هنگامی که اسکات مرد جوانی بود، با انگیزه‌هایی که در سر داشت، سخت کار می‌کرد. او مجلس‌گرم‌کن کلوپ‌های شبانه در نیویورک بود. همیشه هدفش زنده کردن دل مردم و خوشحال نگه داشتن آن‌ها بود. درست است که خیلی اهل خوش‌گذرانی، قماربازی و عاشق ستاره‌های رپ بود، اما در کنار همه‌ی این‌ها، فردی بسیار متفکر و عاقل بود. یک روز که به یکی از سواحل آفریقای جنوبی رفته بود، متوجه شد که همه‌ی این کار کردن‌ها در او یک حس پوچی به‌وجود آورده است. این فکر ناگهانی، یک نقطه‌ی عطف در زندگی او بود. به‌همین دلیل کار و بار گذشته‌اش را رها کرد و همه‌ی تلاشش را برای کمک به مردم گذاشت.
او تمام توان کاری‌اش را برای کارهای بشردوستانه‌ای هم‌چون کمک به پزشکان لیبریایی که برخلاف مردم نیویورک از امکاناتی هم‌چون آب، برق و سیستم فاضلاب بی‌بهره بودند، گذاشت. با ناراحتی فراوان، به پزشکش می‌نگریست. بیماران زیادی از صدها کیلومتر دورتر به امید این پزشک برای درمان می‌آمدند. اما بی‌آبی، قحطی و عدم وجود امکانات کافی این پزشک را ملزم می‌کرد، آن‌ها را پس بفرستد. در ضمن کمک‌هایش، متوجه شد که این منطقه، هیچ‌گونه سیستم آب‌رسانی مستقلی ندارد. همین موضوع، ایده‌ی تازه‌ای از تجارت را در ذهن او فعال کرد. هدف او تهیه‌ی آب برای ۶ میلیون انسان در آن منطقه شد.
از ته دل کار کنید

خیلی تعجب‌آور نیست که آدم‌هایی با چنین روحیه‌ای، دست به چنین کارهای خیرخواهانه‌ای بزنند. چون فردی که انگیزه ندارد، از پس هیچ‌کاری بر نمی‌آید، چه خوب، چه بد! از طرفی اگر همه‌ی وجودتان پر از انگیزه باشد و بتوانید با کار سخت، از پس هر کاری برآیید، باید دوباره پشت سرتان را نگاه کنید و ببینید آیا کاری که می‌کنید، ارزشش را دارد؟ آیا مطمئن‌اید که همه‌ی تلاشی که می‌کنید به هدفی بیهوده ختم نمی‌شود؟ یا واقعاً همه‌ی عزم‌تان را جذب کرده‌اید که به مردم آب برسانید؟ پس اگر این‌چنین است، از همه‌ی ابزارهای‌تان استفاده کنید تا کارتان را به نحو احسن انجام دهید. با کار مداوم و طولانی مدت، هدف‌تان را نشانه روید. اما قبلش مطمئن شوید که یک هدف با ارزش را دنبال می‌کنید.
وقتی در اواخر کوه‌نوردی بودم، احساس کردم همه‌ی عضلاتم گرفته، به همین دلیل وقتی به بالای سازه رسیدم، حسابی استراحت کردم. جلوی یکی از پنجره‌ها ایستادم و با لذت به همه‌ی شهر نگاه کردم. شهر اوزاکا آن روز بسیار زیبا بود. در آن لحظه خدا را شاکر بودم و لحظات خوبی را سپری کردم.